عبدالله مستوفى
378
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
اجمالا ، حالاها روح آخوندى دست از سر عدليهء اين كشور برنميدارد . زيرا آقايان پسرهاى خود را كه اكثر روحيهء پدران در آنها هست ، ليسانسيه و دكتر حقوق كرده و دارند جاى پدران را ميگيرند و البته پنجاه سال طول دارد كه اين روحيه از دستگاه دادگسترى اين كشور زائل شده ، مقصود اصلى عدليه كه فصل خصومت و ختم دعوى است ، به اين اجتهادهاى مقابل نص باطل نگردد و مردم سرگردان نمانند . براى وفق دادن احكام شرع با محيط و دوره و لوازم معيشت كه هر روزه در تغيير و تكامل است ، اجتهاد بهترين وسيله مىباشد . اين يكى از خصائص مذهب تشيع است كه با اجتهاد ميتوان هميشه احكام شرع را با لوازم زمان تطبيق كرده نوى و تازگى بقوانين داد كه با حوائج و زندگانى هر دوره متناسب باشد اگر بسيرهء پيغمبر و امامان سلام اللّه عليهم مراجعه شود ، بداءها و مخالفتهائى با نصوص از آن بزرگواران مشاهده ميگردد كه جز همان رعايت لوازم زندگانى و محيط ، محلى براى آنها نميتوان فكر كرد . چه خوب بود ما پيروان مذهب تشيع اين اجتهادهاى مقابل نص را ، در مواقع خود ، براى متناسب كردن احكام شرع با زندگى به كار برده و قوانين شرع را با اصول زندگى توافق داده بوديم كه مثلا حالا كه ميخواهيم قطع دست را بحبس تبديل كنيم ، اينقدر گرفتار وا شريعتاه نشويم و امروز هم اگر اجتهاد مقابل نصى به خود اجازه ميدهيم ، براى متناسب كردن قوانين با حوائج و لوازم زندگى امروز باشد ، نه اينكه نصوصى را كه براى رفع حوائج زمان ، خودمان تازه وضع كردهايم ، عمل بر خلاف آن را به خود اجازه دهيم و آنچه خود رشتهايم پنبه كنيم . من يقين دارم همين جناب شيخى كه امروز اعادهء حيثيت را مدرك قرار داده و بمخالفت كردن با نص حكم محكمه فتوى ميدهد و ذينفعها فتواى او را در روزنامهها مينويسند و حتى در مجلس هم جناب آقا شيخ ديگرى از اين اجتهاد مقابل نص دفاع مىكند ، همين جناب در وضع قانون لازم الاجراء بودن نص حكم محكمه كه بجز محكمهء بالاتر هيچ قدرتى نميتواند آن را تغيير بدهد ، مداخلهء مستقيم داشته و شايد انشاء مادهء مربوط به اين امر بقلم خود آنجناب هم باشد . همچنين آن جناب آقاى ديگر كه بقانون سويس تمسك جسته و دلش گواهى نميدهد كه قاضى آخوندى را كه بر خلاف مادهء 22 قانون ثبت اسناد بر ملك ثبت شده دعوى پذيرفته است بمحاكمه بطلبد يا لا محاله توبيخى از او كند ، خود يكى از عمائد كميسيون طرح مادهء 22 قانون ثبت اسناد بوده است . رفيق عزيزم على اكبر دهخدا در يكى از چرندپرندهاى صور اسرافيل در مقام خطاب بنفس چه خوب سروده است : تو منتظرى رشوه بايران رود از ياد ؟ * آخوند ز قانون و ز عدليه شود شاد ؟ اسلام ز جنگير و ز رمال شود آزاد * يكباره بگو مرده شود زنده آكبلاى هستى تو چه يك پهلو و يك دنده آكبلاى شايد در آينده در ضمن شرح زندگانى خود در اوقاتى كه قاضى بودهام ، مجالى بدست آورده تشريحات ديگرى هم در اين زمينهها بكنم .